سه شنبه ٠٣ اسفند ١٣٩٥
صفحه اصلي > اخبار و تازه ها 
منو اصلی
اخبار > انواع تهدیدات اقتصادی در رویکرد پدافند غیرعامل


  چاپ        ارسال به دوست

معاون پژوهش قرارگاه اقتصادی سازمان پدافند غیرعامل بیان کرد:

انواع تهدیدات اقتصادی در رویکرد پدافند غیرعامل

در ادامه متن گفتگو با معاون فرهنگی،آموزش و پژوهش قرارگاه اقتصادی سازمان پدافند غیرعامل کشور را می خوانیم:

با سلام و خیرمقدم خدمت حضرتعالی؛ و تشکر از اینکه این گفتگو را پذیرفتید؛ به عنوان آغاز بحث اگر موافق باشید در مورد مأموریت مجموعه سازمان پدافند غیرعامل، که حوزه اقتصادی را نیز شامل می شود یک توضیح اجمالی بفرمایید.

بنده هم متقابلاً سلام و عرض تشکر دارم. در پاسخ به سؤال شما باید ابتدا به نوع تهدیدات، اشاره ای داشته باشیم. امروزه عرصه جنگهای نوین و تهدیدات، از حوزه های سخت به سمت حوزه های نرم رفته است؛ و چون در این زمان منشأ بسیاری از تهدیدات، علم و فناوری و تکنولوژی است؛ بالطبع هرچه علم و فناوری و تکنولوژی پیشرفت می کند، و ارتقا پیدا می کند تهدیدات هم به نوعی بروز و جدید می شود.

خوب؛ با توجه به  تغییر در ارتباطات بشری، حوزه های اقتصادی نیز تغییر کرده است؛ پیش از این مباحث اقتصادی اینگونه بود که مثلاً بازرگانان و تجّار بصورت کاروانی یک کالایی را از کشوری به کشور دیگر می بردند و می فروختند؛ اما الآن دیگر طبعاً این فضا وجود ندارد؛ ارتباطات پیشرفته تر، از راه دور، و با توجه به ایجاد فضاهای مجازی، صورت می گیرد؛ طبعاً در این فضا تهدیدها در حوزه های اقتصادی هم پیچیده تر شده است. این شرایط باید مورد بررسی مداقه بیشتری قرار بگیرد.

سازمان پدافند غیرعامل ناظر به تهدیدات مختلف دشمن، و با توجه به آسیبهایی که ممکن است درون کشور فرودگاه پیاده شدن آن تهدیدات باشد، برنامه ریزی و اقدام می کند.

آیا از منظر پدافند غیرعامل دسته بندی برای تهدیدات اقتصادی دارید؟

در رویکرد پدافند غیرعامل ما سه نوع تهدید اقتصادی داریم.

نوع اول اینکه از ابزار نظامی علیه زیرساختهای اقتصادی کشور استفاده می کنند. برای مثال جنگ تحمیلی هشت ساله مصداق همین تعریف است؛ عراق و همپیمانان او در منطقه و اروپا، و در رأس آنها امریکا، زیرساختهای اقتصادی ما را مورد تهاجم قرار می دادند؛ مثلاً پتروشیمی ما را می زدند؛ سیلوهای ما را بمباران می کردند؛ و از این قبیل؛ یعنی استفاده از ابزار نظامی علیه زیرساختهای اقتصادی.

نوع دوم جنگ برای بدست آوردن منابع اقتصادی است؛ استفاده از ابزار نظامی برای بهره بردن از قابلیتها، یا سیطره بر منابع اقتصادی. جنگ خلیج فارس به همین دلیل به جنگ نفت معروف است. یا همین سیاست را امریکاییها بعضاً در امریکای جنوبی هم دنبال می کنند که بر منابع نفتی آنها احاطه داشته باشند؛ حتی بحثهای سیاسی و امثالهم، بحثهای حاشیه ای است؛  یا آن چیزی که در افریقا دنبال آن هستند؛ چه در افریقای جنوبی، و چه در جنگهایی که در افریقای مرکزی دارد اتفاق می افتد، به دنبال این هستند که بر منابع این مردم و کشورها سیطره داشته باشند؛ حتی ممکن است بصورت نیابتی یک گروهی را تجهیز کنند؛ یا عربستان و جنگ با یمن را می بینیم؛ که در آنجا بحث سیطره و احاطه بر دریای سرخ را دارند که تحلیلهای خاص خودش را دارد.

نوع سوم جنگ با ابزارهای اقتصادی علیه منافع اقتصادی کشورها است. یعنی اینها بدون اینکه از ابزار نظامی استفاده کنند، با استفاده از از ابزارهای اقتصادی که در اختیار دارند - مانند تحریمها، مانند نهادهای بین المللی، مانند شورای امنیت، مانند آژانس انرژی هسته ای، یا بعضاً تحریمهای یکجانبه ای که امریکایی ها و اروپایی ها داشته اند - علیه اقتصاد ما اقدام می کنند. مثلاً از ابزارهای اقتصادی مانند تحریم سوئیفت استفاده می کنند؛ یا تحریمهای مالی که طی آن جریمه های سنگینی بر کشورهای معامله کننده با ایران می بندند؛ جنگی که ما الآن دچار آن هستیم؛ جنگ با ابزار اقتصادی علیه مؤلفه های اقتصادی کشور هدف.

خوب؛ پدافند اقتصادی به دنبال این است که بتواند در حوزه های اقتصادی هر سه نوع این جنگها را بی اثر کند.

این بی اثر کردن مشخصاً با چه روشهایی انجام می شود؟

سازمان پدافند  غیرعامل در حوزه های کلان، مخصوصاً آن مواردی که به مردم برمی گردد یعنی کالاهای اساسی، و آنچه که به کیان کشور بر می گردد، به معنای اقلام راهبردی، این استراتژی را دنبال می کند که بتواند در هر زمان و هر مکان و در هر فضایی که تهدید شدید به کشور اعمال می شود، این دو حوزه اساسی را بصورت کامل مورد پوشش قرار دهد؛ و حفاظت و حراست کند. بنابراین اگر شما بپرسید وظیفه سازمان پدافند غیرعامل در حوزه اقتصادی در یک جمله چیست؛ عرض می کنیم "صیانت از مردم در جنگ تمام عیار اقتصادی". حوزه این صیانت، هم حوزه نیازهای اساسی مردم را دربرمی گیرد، و هم خدمات اساسی را که باید به مردم ارائه شود؛ آن هم در شرایطی که تهدید اتفاق می افتد. این پیش بینیها باید در درون هر کشوری انجام شود.

ظاهراً پیش از تشکیل سازمان پدافند غیرعامل، مدلی مشابه آنچه برای این سازمان تعریف شده، در کشور نداشته ایم. شما از چه روشی به مدلهای عملیاتی در زمینه اقتصادی دست پیدا کردید؟

قرارگاه پدافند  اقتصادی از زمانی که در سازمان پدافند غیرعامل کشور شکل گرفت، حوزه های ورود خودش را مشخص کرد؛ ابتدا سند راهبردی پدافند اقتصادی را در سیزده حوزه اقتصادی متفاوت تهیه کرد؛ در این سند ما حوزه های جنگ اقتصادی را  برای خودمان تبیین کردیم؛ مشخص کردیم دشمن اگر بخواهد به آن دو موردی که در اوایل عرایضم گفتم خللی وارد کند، از چه طریقی وارد می شود؛ ما در این  سند سیزده حوزه مختلف را در نظر گرفتیم؛ ناظر به این حوزه ها، نقاط ضعف و قوت، فرصتها و تهدیدها، همچنین راهبردهای مقابله با تهدیدات اقتصادی دشمن، و در نهایت راهکارهای عملیاتی در جهت خنثی کردن این تهدیدات را در آن سند تبیین کرده ایم.

آیا این تعبیر درست است که به نوعی مدیریت اقتصاد کشور در شرایط بحرانی به عهده سازمان پدافند غیرعامل است؟

قرارگاه پدافند اقتصادی گرچه در حوزه های مختلف اقتصادی ورود کرده است؛ اما وظیفه اش این نیست که اقتصاد کشور را مدیریت کند؛ بلکه وظیفه اش این است که امهات اقتصادی کشور را مورد توجه قرار دهد؛ نظارت کند؛ اگر احیاناً دید خللی وارد شده تذکر بدهد؛ و اگر دید تذکرش فایده نداشت خودش علی الرأس وارد شود؛ این ورود هم با تکیه بر ابزارهایی است که مقام معظم رهبری در اساسنامه سازمان پدافند غیرعامل گنجانده اند.

ممکن است یک مثال بزنید؟

بله؛ مثلاً یک موقعی ما دیدیم، با توجه به اینکه تحریمها داشت تشدید می‌شد، وضعیت ذخایر گندم کشور یک مقداری بی ثبات شده است. از دولت وقت خواستیم که اقدام کند و گندم وارد کشور کند؛ اما با توجه به اینکه دولتها در حال جابجایی بودند، یک مقداری آن توجهی که باید صورت می گرفت، انجام نشد؛ و چون داشت در این زمینه تأخیر بیش از حد رخ می داد، خود سازمان پدافند غیرعامل، علی الرأس، با کمک شورای عالی امنیت ملی، مسئول خرید گندم را صدا کرد؛ و گندم را وارد کشور کرد. البته دولت بعدی گفت سیلوها خالی از گندم است و از این قبیل؛ که این حرفها همه اشتباه بود؛ ما آمار دقیقی داشتیم، که وضعیت ذخایر استراتژیک گندم کشور وضعیت مطلوبی بود. در این مثال مشخص است که سازمان پدافند غیرعامل ابتدا نظارت کرد؛ بعد تذکر داد؛ و یک مقدار که تأخیر شد، خودش رأساً وارد شد و این مسأله را حل کرد.

آیا سازمان پدافند غیرعامل سند بالا دستی و مجوزی در ورود به مسائل اقتصادی دارد؟

ببینید؛ در شرایط تهدید دشمن، در شرایط ایجاد محدودیت های شدید اقتصادی، در شرایط وضع تحریمهای مختلف علیه ما، اصل سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، و اصل سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری خود امر پدافند غیرعاملی بود.

ولی وقتی وارد عرصه سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی می شویم، می گوییم وظایف سازمان پدافند غیرعامل این است که بتواند در حوزه زیرساختهای اساسی اقتصادی کشور، و همچنین تأمین نیازهای اساسی مردم و نیز تأمین کالاهای راهبردی مردم و از طرف دیگر جلوگیری از مخاطرات اقتصادی ناشی از جنگ تمام عیار اقتصادی، نقش خود را ایفا کند. پس به این ترتیب سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی برای ما یک سند بالادستی است؛ اما در عین حال در سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی برای خودمان نقش تعریف می کنیم.

آیا ممکن است در جاهایی سازمان پدافند غیرعامل موازی با دستگاههای اجرایی حرکت کند؟

به هیچ وجه. از نظر ما مسئول، رئیس یا فرمانده اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی آقای رئیس جمهور باید باشد؛ یعنی آقای رئیس جمهور فرماندهی اقتصاد مقاومتی کشور را باید در اختیار داشته باشد؛ چون عمده امورات کشور، و همچنین ظرفیتهای مختلف کشور در دست دولت است؛ پس ایشان باید بیاید و هماهنگ کننده دستگاههای مختلف کشور باشد. ما هم در خدمت ایشان هستیم؛ که بتوانیم کمک کنیم آن نیازهای اساسی کشور تأمین شود.

لطفاً در مورد حوزه فعالیت سازمان توضیح بفرمایید. آیا حوزه فعالیت سازمان تنها به حوزه امنیت غذایی محدود می شود؟

ما در حوزه صیانت  از نیازهای اساسی مردم، اعم از حوزه امنیت غذایی و امنیت دارویی، ورود می کنیم؛ ضمن اینکه بحثی داریم که نه فقط اصل تأمین این اقلام، بلکه چرخه تأمین آنها هم برای ما اهمیت دارد؛ به این معنا که ما در حوزه اقلام اساسی، یک چرخه اقتصادی تعریف کرده ایم؛ حوزه پدافند اقتصادی باید از این چرخه صیانت کند و ببیند که این چرخه درست عمل می کند یا خیر.

ممکن است بیشتر توضیح بفرمایید؟

این زنجیره تأمین آغازش از حوزه  پیش تولید است؛ یعنی قبل از اینکه تولید اتفاق بیفتد؛ باید توجه کنیم که ملزومات و نیازهای اولیه تولید در درون کشور خودمان فراهم شده باشد؛ مرحله بعدی تولید است؛ یا تأمین از خارج؛ تأمین یعنی اگر با توجه به شرایط کشور، مثلاً با توجه به وضعیت بارندگیها و تغییرات آب و هوایی که در کشور اتفاق می افتد، یا نداشتن تکنولوژی بروز در مواردی در حوزه تولید کم آوردیم، و نتوانستیم در حوزه تولید به آن حد نیازمان پاسخ بدهیم طبیعتاً نیازمند تأمین از طریق واردات هستیم. ما اینجا اصطلاحاً می گوییم تأمین از منابع امن؛ از مراجع امن؛ منابع امن یعنی اگر خواستیم با مراجعه به کشورهای دیگر نیازی را تأمین کنیم، با کشورهایی وارد معامله شویم که بعدها کشور را دچار خسران نکنند؛ یا فشاری که ممکن است دشمنان ما به آنها وارد کنند، سبب نشود که در دادن آن قلم کالا تعلل کنند.

خوب؛ حالا یا در داخل تولید کردیم و یا از جایی تأمین کردیم. بعد از این، حوزه ذخیره سازی موضوعیت دارد. در ذخیره سازی ما ذخایر کشور را رصد می کنیم؛ که از ذخایر استراتژیک کشور اطمینان حاصل کنیم در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشد؛  ما باید در هر زمان کفی از ذخایر را داشته باشیم. اگر دولت توانست به سقف برسد که خیلی خوب؛ اما به هر صورت از کف نباید پایین تر برود. اگر دولت تعدی کند، آنجا تذکر می دهیم و با همان سلسله مراتبی که عرض کردم ورود می کنیم.

بعد از ذخیره سازی هم کار تمام نمی شود. حوزه بعدی، حوزه توزیع است؛ توزیع اطمینان بخش و مناسب؛ ببینید؛ ما توزیع را یک موقع در شرایط عادی داریم؛ که بر حسب آن مبانی عرضه و تقاضا اتفاق می افتد. ما در شرایط عادی کالا را به وفور در اختیار مردم قرار می دهیم؛ بالطبع آن قیمت و در دسترس بودن برای همه مردم به راحتی می افتد؛ ولی توزیعی که مدنظر پدافند اقتصادی است توزیعی است که در شرایط تهدید هم بتواند پاسخگوی نیاز مردم باشد. الآن متأسفانه شاهد این هستیم که سیستم توزیعی ما در توزیع کالاهای اساسی دچار مشکلات بسیار زیادی است. اول اینکه ما آمار درستی از افراد نداریم؛ دوم اینکه سیستم توزیع کننده، سیستم بروز و هوشمندی نیست؛ و سوم اینکه آن کالایی که در اختیار مردم قرار می گیرد باید به چند مختلف از دیدگاه پدافند غیرعامل در مورد مداقه قرار بگیرد.

ممکن است درباره این دیدگاهها که در تأمین نیازهای مردم باید به آن توجه داشته باشیم کمی توضیح دهید؟

مسأله اول اینکه آن کالا  باید با نگاه پدافند زیستی مورد توجه قرار گیرد؛ یعنی اگر ما نتوانستیم این کالا را در داخل تأمین کنیم، باید حواسمان باشد که وقتی کالا را از منابع خارجی تأمین می کنیم، آن را از منظر بیولوژیکی مورد توجه قرار دهیم؛ چون وقتی که در اختیار مردم قرار می گیرد، خدای نکرده اگر در این حوزه در آن کالا دستکاری شده باشد، مردم دچار مشکل  می شوند. دوم این که از نیازهای اساسی مردم یک آمار دقیقی داشته باشیم؛ یعنی سبد کالایی تعریف کنیم که قشر عظیمی از مردم را تحت پوشش قرار دهد و بتوانند نیازی را برطرف کند. در این زمینه ما بعضی وقتها سیستم کوپنی که در دوران جنگ تحمیلی داشتیم را مثال می زنیم؛ سیستم کوپنی اگرچه مشکلاتی هم داشت؛ ولی ما معتقدیم که حداقل نیاز مردم در آن زمان تأمین می شد؛ حالا ما نمی خواهیم اسمش را کوپنی بگذاریم. این را با سیستمهای پیشرفته می توانیم جایگزین کنیم. بنابراین از دو منظر؛ اول اینکه اقلام مورد نیاز مردم را با تشخیص درست - چه به لحاظ پزشکی و چه به لحاظ به زیستی - مورد توجه قرار دهیم؛ و دوم اینکه آمار درستی داشته باشیم و بتوانیم در مواقعی که فشار اقتصادی بر مردم وارد می شود این اقلام را تهیه کنیم.

یعنی شما دنبال این هستید که این اتفاق بیفتد؟

بله؛ ما  نظارت می کنیم و تلاش می کنیم که این اتفاق بیفتد. اما متأسفانه دستگاههای مختلف کشور، کشور را در همیشه در شرایط صلح می بینند؛ یعنی اینکه سیستم دستگاههای اقتصادی کشور با وجود علامتهایی که از دشمنان ما می رسد؛ مخصوصاً شرایطی که در سالهای اخیر دچار آن بوده ایم، ولی باز هم - خصوصاً در سطوح تصمیم ساز کشور - این موارد لحاظ نمی شود؛ ما تا بیاییم این دستگاههای اقتصادی را نسبت به تهدیدات توجیه کنیم متأسفانه زمان را از دست داده ایم.

آقای دکتر! شرایط صلح هم اگر باشد، یک کشوری مثل امریکا از این سیستم پیشرفته دارد استفاده می کند؛ از بن کالا؛ برای اینکه حداقلهای مردمش را بتواند تأمین کند. چه ایرادی دارد در شرایط غیرجنگی هم ما از این رویه استفاده کنیم؟

بله؛ با توجه به شرایطی که در چند سال گذشته اتفاق افتاده، مسئولین هم دارند به این نتیجه می رسند؛ ولی یک آسیب خیلی جدی داریم. ببینید؛ تهدیدها با توجه به اقتدار کشور بحمدالله از ما دور شده است؛ اما نباید فراموش کنیم که تهدید هرگز از بین نمی رود. الآن با توجه به شرایط کشور، با توجه به توانمندی جمهوری اسلامی در حوزه های مختلف، مخصوصاً در توان دفاعی کشور، یا در حوزه های سیاسی در منطقه و نفوذی که الحمدالله در منطقه داریم تهدید را از خود دور می بینیم؛ خوب؛ آسیب کجاست؟ آنجا که هر وقت تهدیدها از ما دور می شود متأسفانه ممکن است باعث شود مسئولین این تهدیدها را فراموش کنند.

این فراموشی و غفلت ممکن است برای ما بسیار گران تمام شود.

بله؛ این نکته ای که شما می فرمایید کاملاً درست است . ما در حوزه های تهدید محور، باید از قبل پیش بینی های لازم را انجام بدهیم. البته یک پیگیریهایی را سازمان پدافند غیرعامل از وزارت صنعت، معدن و تجارت و همچنین وزارت جهاد کشاورزی انجام داده است؛ ولی ما نگران تعامل این دو وزارتخانه هم هستیم؛ یعنی وقتی شما نگاه می کنید، می بینید وزیر محترم جهاد کشاورزی اعلام می کنند که از صد در صد دانه های روغنی که ما برای تأمین روغن مردم در کشور نیاز داریم، 95 درصدش از بیرون وارد می شود؛ و همان پنج درصد داخلی را که کشاورز داخلی دارد تولید می کند هم از او نمی خرند؛ و ایشان مجبور به یک مصاحبه ای می شود؛ خوب؛ ما نگران این موضوع می شویم. دانه های روغنی جزو مواد اولیه کالاهای اساسی مردم است؛ این برخورد یعنی عدم هماهنگی بین مجموعه ای که متولی واردات است با مجموعه متولی تولید. البته نمی خواهیم این بحث سیاسی بشود. این یک بحث فراجناحی است؛ این روند اشتباه مخصوص این دولت هم نیست؛ در دولتهای گذشته هم این موضوع وجود داشته است. سازمان پدافند غیرعامل دنبال این بود که یک وفاقی را حداقل در کالاهای اساسی ایجاد کند.

به عقیده شما کار در ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی تا چه اندازه پیش رفته است؟

سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی راهبردهای اساسی اقتصاد کشور هستند؛ ما اجازه نداریم از این راهبردها تخطی بکنیم؛ خوب در مسأله راهبرد اجماع وجود دارد. بعد از راهبرد نقشه جامع اقتصاد مقاومتی را باید سریع پیاده سازی کنیم؛ نقشهای ارگانها و نهادها را مشخص کنیم؛ و بعد برویم به سمت برنامه و اجرا. ما هنوز منتظر این هستیم که از ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی کشور نقش دستگاه های مختلف اعلام شود. اما الآن شاهد آن هستیم که بدون طی این مراحل، دوستان برنامه های مختلفی را اعلام می کنند؛ بدون اینکه نقش دستگاهها مشخص باشد؛ خوب؛ این یک خطر است. چرا که متأسفانه ما شاهد این هستیم که قبل از اینکه حتی نقش دستگاهها در کشور مشخص شود برنامه های اجرایی دارد اعلام می شود؛ ضمن اینکه اظهار می شود که برنامه های اقتصاد مقاومتی همینهاست. این رویکرد اتفاقاً فاصله گرفتن از حوزه اقتصاد مقاومتی است.

این فرمایش شما به این معناست که منتظرید از داخل دولت برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی اقدام شود؟

نه خیر؛ سازمان پدافند غیرعامل منتظر این موارد نمی ماند؛ چرا که تهدید هرگز متوقف نمی شود که ما بخواهیم سر فرصت کارمان را انجام دهیم بعد پیش بیاید؛ ما خودمان یک نقشهایی را در تعامل با دستگاههای دیگر برای خودمان تعریف کرده ایم. الحمدلله سازمان پدافند غیرعامل در تمام وزارتخانه ها وسازمانها و مجموعه های مهم و کلان اقتصادی کشور نماینده دارد. مسئول پدافند غیرعامل در دستگاهها خود مسئول دستگاه است؛ در وزارتخانه ها خود وزیر است؛ وزیر از خود تفویض می کند به معاونش؛ به این ترتیب سطح قابل قبولی در رابطه با نقش پدافند غیرعامل، حداقل در حوزه دستگاه های اجرایی ایجاد شده است.

آیا این ساختار به عقیده شما موفق عمل کرده است؟

ما با تعاملاتی که با این دوستان داشتیم تا بحال نگذاشته ایم کشور در این حوزه ها به مشکل بر بخورد. مردم هم حس کرده اند که ما هرچقدر هم که مشکل داشته ایم، حتی در شرایطی که تحریم ها تشدید شده بود، نگذاشتیم که حداقلهای معیشت مردم دچار مشکل شود. برخی از افرادی که از کشورهای غربی و دیگر کشورها وارد کشور شدند و تبلیغات سرسام آور را در حوزه تحریم ها شنیده بودند، وقتی وارد می شدند و مناطق مختلف کشور ما را می دیدند، اذعان می کردند که آن چیزی که آنها دارند می گویند، با آن چیزی که در ایران اتفاق می افتد متفاوت است.

البته نباید به این اکتفا کنیم. قطعاً مردم ما شایسته بهترینها هستند؛ و نیاز داریم فرماندهی اقتصاد مقاومتی زودتر آن ستاد را شکل بدهند، برای اینکه بتوانیم مشکلات کشور را در حوزه های مختلف اقتصادی حل کنیم.


١٠:٥٥ - 1394/09/25    /    شماره : ٨١٦٠    /    تعداد نمایش : ٩١٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج